مقدمه: مطالعه کتاب و تصور آن در ذهن و دیدن مطالب از چشم نویسنده کاری بسیار لذت بخش می باشد. برای اینکه بتوانید به مطالعه کتاب بپردازید و از لحظات خود لذت ببرید، باید راهکارهایی که توسط متفکران و ایده پردازان ارائه شده اند را انجام دهید که یکی از این راهکارها انتخاب کتابی با محتوای جذاب می باشد. ما در این مقاله، کتاب هایی را به شما معرفی می کنیم که می ‌توانند در مسیر شروع کتابخوانی برای شما مفید باشند، کتاب‌هایی که به احتمال زیاد با خواندنشان عاشقشان می شوید و بیشتر تایم روزانه خود را صرف مطالعه آن ها می نمایید. با ما همراه باشید.

5 کتابی که با خواندن آن ها عاشقشان می شوید.

در حسرت یک آغوش

کتاب در حسرت یک آغوش، خاطرات شفاهی زهرا رحیمی همسر جانباز شهید سید محمد موسوی می باشد که توسط سعیده زراعتکار به رشته تحریر در آمده است. خاطرات بانویی که 34 سال عاشقانه از همسر جانبازش پرستاری کرد. این بانوی بزرگوار، در فصل اول کتاب در حسرت یک آغوش با عنوان «بهار»، روایتش را با ازدواجشان آغاز می‌ نماید تا مقارن‌ شدن جنگ با روزهای اولیه ازدواجشان و عازم شدن همسرش به جنوب، جهت قرارگرفتن در جبهۀ حق و درنهایت رسیدن به فصل جانبازی. او در فصل‌های دیگر کتاب روایت ادامۀ همراهی با شهید محمد موسوی فرگی را شرح می دهد. شهید محمد موسوی فرگی بعد از 34 سال و هفت ماه جانبازی به یاران شهیدش پیوست.

بخشی از کتاب به شرح زیر می باشد:

ظهر یک روز گرم تابستانی، سال 1358؛ مادرم وقتی خوابید، دیگر بیدار نشد و من و پدر و خواهرهایم را برای همیشه تنها گذاشت. نمی دانستم زندگی آن قدر زود روی تلخش را به ما نشان می دهد.
باورش برایم سخت بود. روزهای اول، دور و برمان شلوغ بود و داغِ نبودِ مادر را می شد تحمل کرد. کم کم که گذشت و همه رفتند سر خانه و زندگی شان، غم از دست دادن مادر، در پوست و استخوانم رسوخ کرد. روزها خیلی دیر شب می شد و شب ها هم از روز دیرتر می گذشت. هر روز را با حسرتِ روزهایی که بود و قدرش را ندانستیم، می مردم و زنده می شدم. هر کاری که در توانم بود برایش انجام داده بودم؛ اما باز هم ته دلم می گفتم کاش کار بیشتری انجام داده بودم! همه جای خانه بوی مادرم را می داد.

من میترا نیستم

کتاب من میترا نیستم درمورد شخصیت و زندگی زیبای بانوی شهيد، زينب كمايی می باشد. این بانوی عزیز در سال 1361 و در چهارده‌سالگی به دست مجاهدین کوردل ترور شد؛ چرا که یک دختر نوجوان انقلابی بود! خاطرات شهیده زینب کمایی از زبان مادرش بیان می شود، او از کودکی خودش شروع می نماید تا زمانی که با پدر شهیده زینب کمایی ازدواج می کند و از خاطرات زندگی خود و دختر شهیدش می گوید. با توجه به ابعاد شخصیتی زینب که به زیبایی در کتاب بیان شده است، این موضوع که این بانوی شهیده در آن زمان با سنی کم، مسائل را به خوبی درک نموده و به خودسازی پرداخته است جای بسی تفکر دارد. نکتۀ جالت ‌ترش که که حیرت انگیز می باشد این است که خانواده و دوستان او هم بعد از شهادتش متوجه شده‌اند که زینب کمایی چه شخصیت مهم و اثرگذاری بوده.

درقسمتی از کتاب می خوانیم:

شب اول فروردین سال 1361 زینب بلند شد چادرش را سر کرد و برای نماز جماعت به مسجد المهدی در خیابان فردوسی رفت او معمولا نمازهایش را در مسجد می خواند. تلویزیون روشن بود و شهلا و شهرام برنامه سال تحویل را تماشا می کردند .دلم نیامد با زینب مخالفت کنم و از او بخواهم که مسجد نرود. زینب مثل همیشه به مسجد رفت .

بیشتر از نیم ساعت از رفتن زینب به مسجد گذشت و او برنگشت. نگران شدم. پیش خودم گفتم ” حتما سخنرانی یا ختم قرآن به خاطر اول سال تو مسجد برگزار شده و به همین خاطر زینب دیر کرده . بیشتر از یک ساعت گذشت. چادر سرم کردم و به مسجد رفتم. نفهمیدم چطور به مسجد رسیدم. در دلم غوغا بود . وارد مسجد شدم هیچ کس در حیاط و شبستان نبود. نماز تمام شده بود و همه نمازگزارها رفته بودند. با دیدن مسجد خالی دست و پایم را گم کردم : ” یعنی چی ؟ زینب کجا رفته ؟

حسین پسر غلام حسین

حسین پسر غلامحسین” نام کتابی به قلم مهری پورمنعمی و برگرفته از تکیه کلام سردار حاج قاسم سلیمانی در زمان نبرد به شهید حسین یوسف اللهی می باشد که زندگی‌ و خاطرات این شهید را بازگو کرده است. این کتاب که پرفروش‌ ترین کتاب انتشارات مبشر در نمایشگاه کتاب محسوب می شود، در گذشته با عنوان نخل سوخته، نوشتۀ مهدی فراهانی انتشار یافته بود که اکنون دوباره بازنویسی شده و اسم آن به حسین پسر غلام حسین تغییر یافته است.

در بخش هایی از کتاب میخوانیم :

سردار قاسم سلیمانی اگرچه خودش یکی از همان پدیده‌ها و یادگارهای کم ‌نظیر دوران جنگ است، اما چند روز پیش وقتی رو به روی دوربین تلویزیون، خاطرات دفاع مقدسی ‌اش را مرور می‌کرد، وقتی به نام «حسین آقا» رسید، رگه‌ هایی از اندوه، حسرت و حتی حیرت روزهای جنگ و جنگیدن در کنار یک رزمنده عارف و عاشق را می‌شد در چهره و کلامش دید. یادمان باشد که خاطره‌گوی آن برنامه تلویزیونی، خودش کسی است که از دهه ۶۰ تا به امروز، گاه در جبهه‌های جنوب، گاه در سوریه یا عراق و گاه در لبنان، صحنه‌ ها و نبرد های حیرت ‌آوری را رقم زده و شاهد بوده است. با این همه وقتی به نام «محمدحسین یوسف‌ اللهی» می‌رسد انگار یک‌ جورهایی حسابش را از دیگر رزمندگان دفاع مقدس جدا می‌کند.

پیرمرد و حوری

مجموعه داستان «پیرمرد و حوری» که در قالب داستان کوتاه می باشد توسط نویسنده اکبر حسینی نوشته شده است. این کتاب در ۲۲ داستان به روایت حماسه دفاع مقدس می پردازد. نویسنده در این کتاب با نگاه انسانی به بررسی جنگ تحمیلی پرداخته است.  کتاب پیرمرد و حوری هرچند برای گروه بزرگسال نوشته شده، می‌تواند برای مخاطبان نوجوان هم جذاب باشد.

در کتاب پیرمرد و حوری می‌خوانیم:

پیشانی بند قرمز را از دور گردنش باز و روی مچس بستم. خونریزی، کم و بعد قطع شد.

رنگ تو صورت نداشت، نالید: زنم داری؟

خشکم زد!

-زن؟!

سرتکان داد. عرق توی صورت تنک و جوانش نشست. گمانم به هذیان افتاده بود. آب دهن قورت داد و گفت: از این معرکه جون سالم به در ببرم.

لب گزید، ادامه داد: یه زن خوب و خوشگل سراغ دارم.

انگار گرسنگی و تشنگی دو روز توی نخلستان و حالا هم زخم و خونریزی به هذیانش انداخته بود. نرم خنده زدم و سربه سرش گذاستم: کی به من زن میده بنده خدا؟

درد دوید تو صورتش. نفس عمیق کشید.

-اونش با من! نجیب و خوشگلش!

خروج از خیابان سئول

این کتاب توسط انتشارات الگونگار پیشرفت به قلم آقایان سید مجتبی قافله ‌باشی، سعید حسین رفیعی و حامد حاجی‌ پور با مقدمۀ آقای مهندس صابر میرزایی انتشار یافته است. این کتاب که در هشت فصل و یک مقدمه و با یک پیوست به چاپ رسیده و دورنگ چاپ شده، به روایت رویدادی می پردازد که سبب شگفتی اهل فناوری شده است. فصل های این کتاب عبارت اند از:

فصل اول، آغاز یک راه

فصل دوم، بزرگراه

فصل سوم، ز یاران چشم یاری داشتیم

فصل چهارم، خرید «درخور»

فصل پنجم، خروج از خیابان سئول

فصل ششم، گسترش + مشروط + بازار

فصل هفتم، دکل‌های گمشده

فصل هشتم، کدام دست‌فرمان؟

 

که در فصل اول این کتاب می خوانیم:

نمایشگاه تجهیزات آزمایشگاهی ساخت ایران، دورهمی ‌ای ست از نوادگان همان مجمع‌ الصنایع امیر که منبع تأمین فناوری را نه در برلین و لندن و سئول، بلکه در تهران و اصفهان و مشهد جستجو می‌کند. نمایشگاهی که چند سال فراز و نشیبش حکایتی شده است از داستان یک برند یا به نقل حدادتر، یک نمانام و الگوی درخور برای حمایت از تولید داخل. خاصه اینکه عمدۀ محصولات آن، فناورانه هستند و تنه به تنۀ مدعیان خارجی می سایند. طبیعتاً چنین رویدادی، ارزش خوانده شدن را دارد تا خود در آن جستجو کنیم و الوی حمایتگرانۀ آن را بدون واسطه شاهد باشیم.

سخن پایانی

همان طور که در مطالب بالا توضیح داده شد پنج کتاب در حسرت یک آغوش، من میترا نیستم، حسین پسر غلام حسین، پیرمرد و حوری و خروج از خیابان سئول از اثرگذارترین کتاب هایی می باشند که منتشر شده اند. شما با مطالعه این کتاب ها به گونه ای درگیر آن ها می شوید که ممکن است ساعت ها از تایم روزانه خود را به خواندن آن ها بپردازید چرا که در هنگام مطالعه آن ها می توانید به سادگی مطالب کتاب را از دید نویسنده تصور کرده و خود را در جای شخص اصلی داستان قرار دهید.

هر کدام از این کتاب ها را میتوانید با کیفیت بسیار بالا به راحتی از فروشگاه اینترنتی جریان کتاب خریداری کرده و ظرف مدت ۳ ساعت در مشهد و در کمتر از ۴۸ ساعت در سایر شهر ها درب منزل تحویل بگیرید.

نظر خود را بگذارید

-- بارگیری کد امنیتی --